پروندهاي به نام مسئوليت اجتماعي شركتها(CSR)
ميرمحمدعلي گلچوبيان
تعريف مفاهيم مبتني بر محيط
مفاهيم در محيط پيرامون، معنايي شفافتر پيدا مي كند. هر چند مفاهيم في نفسه قابل تعريف باشند، اما اين محيط است كه نقش و مسئوليتي مرتبط با محيط و در راستاي ذات و رسالت مفهوم را به تصوير ميكشاند، اين قاعده مستقل از جنس مفاهيم صادق است؛ مستقل از آنكه مفهوم مورد نظر شخصيتي حقيقي باشد يا حقوقي، شيي باشد يا جاندار، انتزاعي باشد يا ملموس.
سازمانها نيز مستقل از نوع مالكيت خود، در محيطي تعريف شده به كسبوكار ميپردازند كه حداقل مسئوليت آنها عرضه كالا و خدمات در قبال دريافت پول است و اگر اين خاصيت را هم نداشته باشند، ذاتا از حيات خارج ميشوند! پس بايد نقشها و مسئوليتهاي ديگري را در اطراف اين ذات محوري جستجو كنيم و دور از دهن نيست كه در اولين گزينه ارتباط آن را با اجتماع اطراف بررسي كنيم؛ اجتماعي كه از يك منظر ميتواند متوجه بخش دورني(كاركنان) خود باشد و از منظري متعاليتر متوجه بخش بيروني(شهروندان) خود!
چارچوبي به نام مسئوليت اجتماعي
يكي از آرايههاي موج دوم تمدن بشري پس از آنكه انسان عصر كشاورزي و فلاحتپيشگي را دست كم به عنوان تمدني محوري به كناري گذاشت و رداي صنعتگري را برتن كرد، استانداردسازي و تعريف چارچوب براي تمام مفاهيم بود و اين امر توجه اين بشر موج دومي را به خود جلب كرد. از مستند سازي و استاندارد كردن نتهاي موسيقي و مدلسازي ايسمهاي مختلف تا مدلسازي خصوصيترين وجوه زندگي انسان و تقريبا هيچ موضوع مورد توجه اين بشر را نمي توان يافت كه چارچوبي براي آن خلق نشده باشد. البته اين چارچوب ها دائما در حال تحول هستند، تحولي كه گاه مسير بلوغ را ميپيمايد و گاه ورطه نابودي را.
مسئوليت اجتماعي شركتها، نيز از جمله چارچوبهاي تعريف شده بشر موج دومي براي تعريف، قاعدهمند كردن و به تصوير كشاندن نقش و مسئوليتي نو براي سازمانهاست تا سازمانها تمركز و توجه خود را با محوريت رسالت انتفاعي تعريف شده، بر حوزهاي به نام اجتماع خود افكنند و بديهي است كه اين تعريف و توجه از آنجا كه ساخته و پرداخته بشر صنعتي است، ذاتا هيچ زيان و چشمداشتي را متوجه منافع اقتصادي سازمان ها نخواهد كرد، بلكه منظري جديد را براي توليد ثروتي مشروعتر و مقبولتر ميگشايد و تلاش ميكند تا هرچه بيشتر اين شخصيتهاي حقوقي را به اشخاصي حقيقي و شهرونداني مقبول تبديل كند.
مسئوليت اجتماعي شركت ها و جذابيت آن براي تمام ذينفعان،
1- براي حكومتها جذاب است چون وظايف سنتي دولتها را در سياستگذاري و حمايتهاي اجتماعي ميكاهد و از سويي با افزايش مقبوليت اجتماعي سازمانها، امنيت اجتماعي و محلي نيز افزايش مييابد و البته ثروت بيشتر و ماليات بيشتر نيز به دنبال آن خواهد بود. همچنين اين معادله نتايج بزرگتري خواهد داشت وقتي در محيط سازماني بزرگتر حل شود، هر چند كه دولتها نيك ميدانند حد توقف اين محبوبيت را كجا تعريف كنند تا يكهتازي جديد وارد ميدان بازي نشود يا دست كم لژيونر ميدان بازي نشود.
2- براي شهروندان نيز جذاب است، چراكه در كنار آلودگيهاي زيستمحيطي و تغييرات فرهنگي و اجتماعي ناشي از حضور سازمانها، ميتوانند رفاهي بيش از آنچه دولت مركزي و آبا و اجدادشان برايشان خواستهاند را در غالب انواع خدمات و توجهات اجتماعي سازمانها دريافت كنند و به عبارتي حق آب و گل خود را از ميهمانان صنعتي دريابند. هرچند كه بلوغ اجتماعي در مديريت اين مفهوم، براي جلوگيري از انحرافات دهنده و ستاننده بسيار ظريف و حساس است.
3- براي كاركنان جذابتر است چون از دو منظر اين مفهوم مترقي ميشوند، هم از منظر شهروندي درون سازماني، هم از منظر شهروندي اجتماعي كه نتايج مادي و به ويژه معنوي قابل توجهي را برايشان به ارمغان خواهد آورد.
4- براي سهامدارن بيش از سايرين جذاب است، چراكه نقش خود را از ميهماني بيگانه به شهروندي مسئول، سرشناس و قابل احترام در جامعه تغيير يافته ميبينند و البته آغوشي امنتر از قوانين تجاري براي خود ميسازند؛ آغوشي در بطن جامعه كه از دست دادن اين آغوش حتي حكومتها را با تزلزل روبه رو ميسازد چه رسد به شركتها و اين همه مستقل از مواهب مادي و معنوي پيرامون آن است.
5- براي محيط زيست كه چون قديسي محترم مورد عبادت نيك و بد است نيز خالي از فايده نيست، چراكه روز به روز بيشتر مورد توجه شهروندان و دولتها قرار ميگيرد و طبعا مورد توجه آنها كه ميخواهند نظر شهروندان و دولتها را به خود جلب كنند!
6- براي جوامع فراملي و بينالمللي نيز جذاب است، كه اگر نبود
نشاني : تهران- خيابان جمهوري- خيابان گلشن- كوچه فرمان فرمانيان- پلاك 4- طبقه اول تلفكس: 66430507-021
|
شاهد خلق معاهده جهاني(UN GLOBAL COMPACT) به عنوان شبكهاي آموزشي، با مشاركت آژانسهاي اصلي سازمان ملل متحد به همراه شركتها، موسسات بازرگاني، سازمانهاي غير دولتي/حكومتي و اتحاديههاي صنفي، كارگري يا سنديكايي نبوديم. جز اين شاهد بيروني ميتوان به فرآيند ضامن آرامش و نظم جهاني هم توجه كرد؛ فرآيندي كه ريشه در مشروعيت شهروندان از هر نوع در اجتماع خود دارد و پشتيباني از قدرت سازمانها را به عنوان سفراي تجاري - كه دستكم قاعده آرامش در بازي را نيكتر از ايدهآلگراهاي محلي اجرا ميكنند- ذاتا وظيفه خود تعريف ميكند.
شايد اين نوشتار، دليلي قابل قبول براي پرداختن به مسئوليت اجتماعي شركتها به عنوان يك پرونده باشد، پروندهاي كه زواياي پيدا و پنهان آن و توانمنديهاي ذاتياش نيازمند تاملي بيشتر از سوي ذينفعان است تا ضمن شناختي واقعي، از جميع ظرفيتهاي آن - مستقل از تراوشات نامطلوب احتمالي- به نيكي بهره گيريم.
Corporate Social Responsibility(CSR)