مسئوليت اجتماعي شركتها به عنوان يك راهبرد تجاري ارتباطي
مركز ترويج مسئوليت اجتماعي شركتها، موسسهاي است غيردولتي، غيرانتفاعي و غيرسياسي كه در چارچوب اهداف و موضوعات ترويج و آموزش مفهوم مسئوليت اجتماعي شركتها در كشور تشكيل شده و آذرماه 1385 در سازمان ملي جوانان به ثبت رسيده است.
از جمله اهداف اين مركز ميتوان به افزايش آگاهي بازيگران و ذينفعان از فضاي كسبوكار مبتني برمسئوليت اجتماعي شركتها، افزايش زمينههاي مشاركت اجتماعي بخش خصوصي در اداره جامعه، وارد كردن موضوع CSR به حوزه سياستگذاريهاي كلان سياسي و اقتصادي، توانمندسازي شركتها در زمينه چگونگي پيشبيني انتظارات ذينفعان، گسترش توسعه مهارتهاي مديريت مسئوليت اجتماعي شركتي و افزايش توان شركتها در زمينه چگونگي تمركز بر آينده براي پيشبيني علايق عمومي اشاره كرد.
با توجه به فعاليتهاي اين مركز براي ترويج مسئوليت اجتماعي شركتها، گفتوگويي داشتيم با عليرضا اميدوار، موسس اين مركز كه ميخوانيد:
موضوع گفتوگو با جنابعالي در مورد مسؤليت اجتماعي شركتهاست. اين مفهوم امروزه در دنياي كسبوكار از چه جايگاهي برخوردار است؟ چرا امروزه شركتها به اين مفهوم بيشتر توجه نشان ميدهند و شركتها فعاليتهاي مسؤليت اجتماعي را با چه اهداف و انگيزههايي انجام ميدهند؟
امروزه از 100 اقتصاد برتر دنيا ،51 شركت قرار دارند. به عبارت ديگر تعداد زيادي شركت و بنگاههاي چند مليتي وجود دارد كه تاثير آنها بر اقتصاد جهاني از بسياري كشورهاي در حال توسعه بيشتر است. در سال 2002 شركتهايي چون جنرال موتورز (General Motors) در رده بيست و سوم اقتصاد جهاني، وال مارت ((Wal-Mart در رده بيست و پنجم جهاني، اكسون موبيل (Exxon Mobil) در رده بيست و ششم جهاني و رويال داچ شل (Royal Dutch/Shell) در رده چهلوششم جهاني و كشور ايران در رده چهل و پنجم جهاني قرار داشتهاند.
شركتها در اصل يك واحد اقتصادي هستند، ولي شرايط غالب محيطي آنها را مجبور ميكند كه رفتارها و واكنشهايشان از حالت صرف اقتصادي فاصله بگيرد. به عنوان مثال در شرايط نامناسب اقتصادي چون وجود انحصار، رانت، نرخ بهره بالا، عدم شفافيت و سيال بودن سياستها و در كل كاركرد نامناسب داد و ستد در بازار، طبيعي است كه يك شركت يك موجود اقتصادي صرف نيست. من فكر ميكنم كه از زواياي گوناگوني ميتوان به پديده مسئوليت اجتماعي شركتها در مفهوم امروزياش نگاه و توجه كرد.
يك زاويه اين است كه چگونگي شكلگيري شركتها را مورد بررسي قرار دهيم و اينكه چگونه و چه عواملي باعث شدند تا شركتها به اين نتيجه برسند كه بايد فعاليتهايي در زمينه مسئوليت اجتماعي داشته باشند. زاويه ديگر اينكه شركتها در انجام فعاليتهايشان متوجه يكسري كاستيها و كمبودهايي شدند كه مسئوليت اجتماعي ميتوانست برخي از اين كاستيها را رفع كند و به عنوان يك تسهيلگر، پيشرفت و ترقي شركت را موجب شود...